|
|
|
زندگی چه تلخ و چه شیرین بدونه انتظار در گذره .... و حالا وقت پایان بخشی از اونه !!! |
|
سلام آخر ...
همیشه زندگی اونطور که آدم دلش می خواد پیش نمی ره ....... اما میشه زیاده خواه نبود و از لحظه ها همونطور که هستن استفاده کرد تا در آینده ای که خیلی هم دور نیست حسرت همون کم اما پر افتخار رو نخورد ..... نیومدم واسه سخنرانی تنها تو لحظه ی وداع خواستم بگم چطور یه خداحافظی مهربانانه و سرشار از مهر و محبت ........انه ات رو ازم دریغ کردی .......!!!!! این اون لحظه آخری نبود که همیشه فکرش رو می کردم! شاید اگر کمی از زیاده خواهی ها کم می شد و کمتر تو خیالات اوج می گرفتیم هیچ وقت اینطور نمی شد .... هر چی بود گذشت شاید هم تنها یک رویا بود اما اونچه که اتفاق افتاده و خواهد آمد واقعیت ...... !!!! حقیقت هرچند تلخ رو باور کردم . امر کردی بساط اذیت و آزار هم جمع شد .... حالا آزاد و رهاتر از یک پرنده قفسی می تونی پرواز کنی تا بی نهایت ..... و برای تو هم هیچ آرزویی ندارم جز سلامتی و خوشبختی برای تک تکه لحظه های زندگیت. تو هم تنها به حرمت لحظه های پاکی که بینمون بود دوست داشتی هر وقت که یادت اومد جای آه حسرت دعایی برای این کویر تنها بکن ...... به خاطر همه ی کمبودها و اذیت شدنها دوست داشتی حلال کن ..... بهترین و قشنگ ترین لطف و محبتت همینه ..... تو رو به تنها خالق هستی می سپارم. تا روزی که همه ی حسابها تسویه میشه خدانگهدار .....
+
نوشته شده در 87/03/30ساعت توسط دیگه نویسنده ای نداره
|
خداحافظی همیشه تلخ و درد آور است ...
اما می شد شیرین تر خداحافظی کرد ....
می شد کاری نکرد که هر 2 احساس نکنن
نزدیک به 3 سال از زندگی هرز رفته ...!!!
قدیمی همیشه یادت باشه اگر سکوت کنی
نه در حق خودت نه دل و احساست هیچ کدوم
ظلم نکردی .....
بلکه حرفهایی که هیچ وقت جای سکوت عاشقانه
رو نمی گیره در حق دل و احساس آدم ظلم می کنن ...!!
××××××××××××××××××××××××
رفیق دیر اومدی مدتی هست در این کلبه با تمام
خاطرات قدیمیش بسته شده ....